تبلیغات
بیا تو نترس
بیا تو نترس

بنی آدم افسار یک دیگرند******سره تکه نانی به هم میپرند

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺹ ﺑﺎﺷﻪ ... !.
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺷﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻮ ﺍﻭﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﻨﯽ !
ﺧﻮﺩﺵ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻫﻤﺮﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ !
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﺍﺳﺶ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﯼ ﺗﺎ ﺑﻤﻮﻧﻪ ...
ﺧﻮﺩﺵ ﻗﺪﺭ ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻠﺘﻮ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ !
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ
ﮐﻪ ﻋﺸﻘﻪ ﻣﻦ ...
ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ...
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﻩ ...
ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻬﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﻤﻮﻧﻪ !!!
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺧﺎﺻـــــــــﻪ !


نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392 ساعت 11:09 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |



خروج از مدرسه=فرار از آلکاتراس 

دیدن مدیر از دور=شبهی در تاریکی 

نمره ی 20=افسانه ی آه 

مدیر مدرسه=مرد6میلیون دلاری 

شوخی با مدیر=بازی بامرگ 

روزدادن کارنامه=حادثه در کندوان 

اخراج از کلاس=یک بار برای همیشه 

روزی که معلم به کلاس نمی آید=بوی خوش زندگی 

زنگ آخر= آرایشگاه زیبا 

امتحان پایان ترم = قلب ها برای که می تپد 

پیام متقلب برای دیگران = چشم هایم برای تو 

آنتن مدرسه= جاسوس 3 جانبه 

حیلط مدرسه = پارک ژوراسیک 

زنگ ورزش = المپیک در بازداشتگاه 

شورای دبیرا = جنگ نفت کش ها 

ناظم = پلیس آهنی/ 

کنکور= بالاتر از خطر 

دیدن معلم از دور = سایه عقابها 

نگاه معلم =بگذار زندگی کنم 

دانشگاه= سرزمین آرزوها 

خارج از مدرسه=آنسوی آتش 

بحث با مدیر=فریاد زیرآب 

وراجی سر کلاس= مجوزمرگ 

پای تخته=لب تیغ 

منفی های پشت سر هم =گلوله های بی صدا 

اولین دانش آموزی که معلم ازاو درس می پرسد= قربانی 

دفتردبیران = خانه ارواح 

دستشویی= اتاق گاز 

دفتر مدیر = کلبه وحشت 

کیف های دانش آموزان = محموله 

ظرفیت نیمکتها = دونفرو نصفی 

حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن = زرد قناری

 

بچه های کلاس رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم.

ردیف اول :حال به هم زن

وسطی ها :یه سلام علیکی داریم

ته کلاس :دمشون گرم.

اونایی که پایه ی فرار از مدرسن : اینا رفیقمن

به سلامتیه همه بچه های آخر کلاس

 


نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین 1392 ساعت 10:08 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |




هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز، امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز،
پسوردتان مرموز،
اینباکستان پرسوز
.ماشینتان لکسوز، لکسوزتان کم سوز، ناهارتان قارپوز، سیگارتان بر پوز . بدخواهتان
پفیوز،غمهایتان ریفیوز، اوقاتتان محضوض
.اسگول شدی امروز

نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 01:55 ب.ظ توسط Ali hunter عیدی |

 



با توجه به نزدیک شدن چهارشنبه سوری قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید


سایز خشتک

  
زاویه پرش

 
استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار

دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا

فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش

 
توکل به خدادر صورت جر خوردن خشتک خونسردی خود را حفظ و سریعا محل را ترک کنید...

آبروی شما آبروی ماست


اگر توانایی کامل واسه پرش را ندارید خاهشن نپرید چون میسوزید.وقتی هم میسوزید واقعا میشید شکل اجنه محترم بعدش ی فیلم ازتون میگیرن سال بعد واسه چهارشنبه سوری هی نشونتون میدن.درسته برا شما شهرت میاره ولی ما باید تو کله تعطیلات عید خواب قیافه ی شمارا ببینیم.خوب ترسناکید


نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391 ساعت 10:22 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |


اگه تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدیم،

 

 مردم ایران کچل‌های چاقی هستن که ناتوانی جنسی دارن و از دست موهای زایدشون خسته شدن

 

 و می‌خوان ی هفته‌ای ویزای کانادا بگیرن


نوشته شده در شنبه 5 اسفند 1391 ساعت 04:55 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

 

عکس های عاشقانه

 

 

 

عکس های عاشقانه

 

 

 

 

عکس های عاشقانه

 

 

 

 

عکس های عاشقانه

 

 

 

 

 

عکس های عاشقانه

 

 

 

سرکلاس ریاضی استاد دوخط موازی روی تخته کشید خط پایینی نگاهی به خط بالایی انداخت و عاشقش

 

شد خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی انداخت و عاشقش شد ناگهان استاد دادزد :دوخط موازی هیچوقت

 

به هم نمیرسن

--------------------------------------------------

یادداری آیا؟

 

دوستت دارم رابه تو آن روز که گفتم آسمان آبی بود

 

یادآن روز به خیر

 

یادآن لحظه ناب

 

یادآن دلهره سردقشنگ

 

که میان منو تو محرم بود

نه کسی حال مرا میپرسد

 

نه کسی درد مرامیداند

 

همه با خنده ز من میگذرند

و کسی گوش نمیخواهد کرد

 

حرف های من ودل بسیار است

 

که نگفتن شاید بهترین درمان است

-----------------------------------------------

حلالم کن اگردوری اگردورم

 

اگرباگریه میخندم حلالم کن که مجبورم

 

بگوعادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم

 

که میدونی نفسهامو به دیدارتو مدیونم

---------------------------------------------------

 

مرا پاپتی میخواند آنکه در راهش کفشهایم پاره شد

------------------------------------------------------

 

پرنده نگاهی به ماهی انداخت و گفت:

 

سقف قفست شکسته

 

چراپرواز نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

------------------------------------------------------

 

گفتمش دل میخری؟

 

پرسید چند

 

گفتمش دل مال تو تنها بخند

 

خنده کرد و دل زدستانم ربود

 

تابه خود باز آمدم اورفته بود

 

دل زدستانش به روی خاکها افتاده بود

 

جای پایش آه.........روی دل جامانده بود

---------------------------------------------------

آدم ها تنها که نباشند ، می روند

 

تنها که می شوند ، برمی گردند

 


وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری

 

 

 

یکی از بازدید کننده ها به این نتیجه رسیدن که این وبلاگ نیاز به چندتا شعر عشقولانه داره واس همین لطف کردن ی چندتایی فرستادن واس من منم که الان اپشون کردم.وبلاگ خودشم به زودی اماده میشه.امیدوارم خوشتون بیاد


نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391 ساعت 06:26 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

 

تواز کدوم دسته ای؟

 

راستشابگو!!!!!!!!!

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت 03:32 ب.ظ توسط ho3ein نظرات |

وقتی زلزله اومد برو پایین ادامه مطلبا نگا کن

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

الان نه وقتی زلزله اومد

 


نوشته شده در چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت 09:02 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

* اگه خونه تون دزد اومد و چماق نداشتید نگران نباشید ! یکی از کتابهای درسیتونا رو بگیرید

دستتون!

 

* اگه خواستید فندق و گردو و …بشکنید و سنگ دور و برتون نبود میتونید از کتابهای درسیتون

استفاده کنید!

 

*اگه خواستید میخی رو به دیوار بکوبید به جای چکش میتونید از کتابهای درسیتون استفاده

کنید!

 

*برای سرمایه گذاری هم می توانید روی کتابهای درسیتون حساب ویژه ای باز کنید!!! دیگه چه

دلیلی داره نیم سکه و ربع سکه بخرید؟! کتابهای درسی که هست!نرخ رشد قیمتش هم خیلی

بیشتر از نرخ رشد قیمت سکه ست.مقایسه کنید…

 

*اگه مسابقه ای با موضوع خاصی داشتید،یه دونه کتاب درسی برای منبع کافیه!مثلا اگه

مسابقه ی” تخصصی” ادبیات فارسی داشتید،کتاب فارسیتونا  رو بردارید و مطمئن باشید خارج از

این کتاب سوالی نمیاد چون این کتاب کل ادبیات تاریخ ایران و جهان رو توی خودش داره!!!

 

*اگه میخواید ماشینتون روتوی سرپایینی پارک کنید به جای آجر میتونید کتاب رو زیر چرخاش

بذارید!

 

*یه وقت کتابهای درسیتونا رو توی دریا نندازید!چون انقدر حجیم و سنگینه یه دفعه دیدید

سونامی اومدا ! از ما گفتن بود…

 

*با کنار هم گذاشتن یه سری از کتاب ها هم میشه یه دیوار چین درست کرد!


نوشته شده در جمعه 22 دی 1391 ساعت 04:46 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،

 

اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،

 

اینایی که همیشه تو خیابون سرشون تو کار خودشون و از ی گوشه راه میرن

 

اینایی که عشقشون لباس مشکیه،

 

اینایی که دیگه زندگی واسشون بی ارزش شده

 

اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،

 

اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،

 

اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،

 

اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،

 

این لامصبا دزدن !


نوشته شده در سه شنبه 19 دی 1391 ساعت 12:36 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

اینم عکس اقای محبوب وبلاگا

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


نوشته شده در سه شنبه 12 دی 1391 ساعت 05:14 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

 

کی گفته ما با امتحانا مشکل داریم تنها مشکلی که هست اینه که

 

تو مدرسه میگن: ۳تا سیب داریم ، ۲ تای دیگر از علی میگیریم، حالا چنتا سیب داریم ؟؟/

 

واس مشق: اگر یک هندوانه ۳ کیلویی را بین ۵ نفر تقسیم کنیم به هر یک چه مقدار میرسد؟؟/

 

واس امتحان: علی ۱۲ موز دارد. قطار او در قاره ی آفریقا بدون در نظر گرفتن اصطکاک هوا ۷ دقیقه تاخیر دارد.

وزن خورشید را حساب کنید!!!!


نوشته شده در پنجشنبه 7 دی 1391 ساعت 10:21 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |

بوی شوم امتحان آید همی     یارصفر مهربان آید همی

 

 

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم    دل به امید تقلب بسته ایم

 

 

مابرای کسب مدرک آمدیم    نی برای درک مطلب آمدیم


نوشته شده در دوشنبه 4 دی 1391 ساعت 06:49 ب.ظ توسط ho3ein نظرات |

یک امشب را نخواب ای نور دیده ! / شب یلدا رسیده !

که خواب از چشمها یکسر پریده ! / شب یلدا رسیده !

بکن کیف از سر شب تا سپیده / شب یلدا رسیده !

 

هجوم میهمانان گرامی / پی عرض سلامی

فزون تر بهر عرض احترامی / و البت صرف شامی!

جلوی درب منزل صف کشیده / شب یلدا رسیده !

 

تتق تق تق صدای کوبه ی در / فک و فامیل همسر

فریبرز و مجید و دائی اکبر / تقی خان با سه خواهر

زری خاتون و مرجان و فریده / شب یلدا رسیده !

 

نگاهی زیر چشمی کن به آنور / به حالات غضنفر

دو پرس و بعد از آن یک پرس دیگر / پس از یک ربع، از سر

تو گویی معده اش ترمز بریده / شب یلدا رسیده !


نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت 04:06 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

           خبر فوری

 

 وقوع یک اتفاق بزرگ در 21دسامبر2012

 

این اتفاق صد در صد اتفاق می افتد

 

تمامی بزرگان نجوم این خبر را تایید کردند

 

در غروب 21دسامبر مصادف با1دی کم کم هوا روبه تاریکی خواهد رفت.و پدیده ای بسیار شگفت انگیز بر

روی کره ی زمین اتفاق می افتد که همه را مبحوت و سرگردان میکند.دانشمندان نام این پدیده را شب

گذاشتند


چرا اینقد میترسید اتفاقی قرار نیس بیفته اینا همش چرته تازشم شما خیالتون راحت باشه آخه عربستان

ی روز زودتر از ماس.وایمیسیم ببینیم چی میشه///

 


نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت 07:10 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |

لذتی که توخوابیدن سرکلاس درس سختگیرترین وسیریشترین وسگترین معلم هست                       

تو خوابیدن لای پر قو اونم کنار سواحل تگزاز نیس

حالا لذت قبولی با تقلب توی همون درس بماند

 

اصلا کلمات در توصیفش عاجزن


نوشته شده در پنجشنبه 23 آذر 1391 ساعت 05:15 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

 

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

 

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است

 

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

 

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد

 

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.

 

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

 

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

 

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

 

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

 

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و

مضارع ندارد

 

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

 

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد

 

از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه

 

 


نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391 ساعت 01:13 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

نیا باران زمین جای قشنگی نیست.من از هل زمینم خوب میدانم

که گل در عقد زنبور است

                  به سر سودای بلبل دارد و

                                پروانه را هم دوست میدارد


نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر 1391 ساعت 05:37 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

 

بیاییدتادیرنشده قدریکدیگر رابدانیم!!!!!!!!!!!!!!!!!.ـ.؟


نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور 1391 ساعت 01:54 ب.ظ توسط ho3ein نظرات |

در زندگی دنبال کسی نباش که بتوانی 

                                                          با او زندگی کنی

دنبال کسی باش

                    که نتوانی بدون او زندگی کنی 


نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد 1391 ساعت 08:33 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |

روزی.روزگاری تاجری بود که دارای 4همسر بود و از میان آنها همسر چهارمش را بیشتر دوست داشت.تاجر با خرید هدایای گران قیمت علاقه اش را به این همسر ابراز میکرد و با لطافت بسیار با وی سخن میگفت او بهترین هرچیزی را برایش کنار می گذاشت.

تاجر همسر سومش را هم دوست داشت.چنانکه به او مقرور می شد و افتخار میکرد.هر جاکه قرار بود برود با او می رفت و همواره وی را به دوستانش نشان می داد اما ترسی همواره در دل تاجر بود که مبادا ترکش کند و با کس دیگری بگریزد.

همسر دوم تاجر هم مورد علاقه بود.همیشه قابل اعتماد و صبور بود.تاجر هر موقع با مشکل روبه رو می شد به سراغ او می رفت و آرامش خود را باز می یافت.او هم به تاجر اعتماد به نفس می داد و توان از دست رفته اش را بر می گرداند و ذهنش را آرام می کرد.

همسر اول تاجر بسیار وفادار بود او همواره در تمام موقعیت های تاجر وی را حمایت می کرد.وظیفه ی خانه داری هم به عهده ی او بود با این حال تاجر به او توجه نمی کرد.

یک روز تاجر مریض شد و خیلی زود دریافت که رفتنی است.زندگی اشرافی اش را جلوی چشم گذراند و با خود گفت:اکنون 4همسر دارم اما اگر بمیرم تنها خواهم شد.از این رو سراغ همسر چهارم خود رفت و گفت:من در این دنیا بیش از حد تو را دوست می داشتم و برای تو بهترین ها را فراهم کردم.حالا که من در حال مرگ هستم آیا با من می آیی؟همسر چهارم گفت:به هیچ وجه و رفت.پاسخ او همچون تیری بر قلب تاجر فرو رفت.با دلی شکسته در خواستش را با همسر سومش در میان گذاشت.اما او هم گفت نه.تصمیم دارم بعد از تو با کس دیگری ازدواج کنم .تاجر از همسر دومش مصرانه در خواست کرد و گفت:من هر وقت کمک خواستم یاورم بودی آیا این بار هم یاری ام می کنی همسر دوم گفت:این بار نمی توانم اما برای تو هر هفته خیرات میدهم و گل می فرستم.ناگاه صدایی شنید.من با تو می آیم.هر جا که بروی با تو می آیم.تاجر نگاهی کرد و همسر اولش را دید که رنجور از سوء تغذیه به سوی او می اید.تاجر با شرمساری دست حنیف او را گرفت و گفت:حالا می فهمم که باید تمام این مدت قدر تو را می دانستم و برای تو هرچیزی را مهیا می کردم .

در واقع همگی 4همسر داریم.

همسر چهارم جسم ماست که همه چیز برای زیبایی و تغذیه ی او صرف میکنیم اما پس از مرگ خیلی زود از کنار ما میرود.

همسر سوم ما ثروت است وقتی ما میمیریم بلافاصله به دیگران میرسد.

همسر دوم خانواده.دوستان و فرزندان ما هستند که به رغم نزدیکی و همراهی ما در حیات. پس از مرگ فقط تا سر گور ما می توانند بیایند.

و همسر اول روح ماست که ما او را فراموش کرده ایم و در پی کسب ثروت و لذایذ جسمانی هیچگاه به فکر تغذیه ی مناسبش نبودیم. 


نوشته شده در جمعه 6 مرداد 1391 ساعت 03:50 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بودام

بگو این بی نصب در خاک خفته

یه روزی عاشق دیوانه ام بود.

 


نوشته شده در شنبه 31 تیر 1391 ساعت 08:14 ق.ظ توسط hamed نظرات |

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد

                             در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد

                                             آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد

آرزوی مرگ کردم

 

                        مرگ هم یادم نکرد........


نوشته شده در جمعه 16 تیر 1391 ساعت 04:57 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

خطای دید چشم, جالب ترین خطاهای دید

به نظر شما این عکس متحرکه؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در سه شنبه 6 تیر 1391 ساعت 05:46 ق.ظ توسط Ali hunter نظرات |

می گویند شیشه ها احساس ندارند!  

                                          اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم:

                   دوستت دارم

آرام گریست.......


نوشته شده در شنبه 3 تیر 1391 ساعت 02:59 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

ما اهل دلیم اشاره رامیفهمیم.رازاشک پرستاره رامیفهمیم.باپنجره های بسته عادت داریم.باهرچه دل شکسته نسبت داریم.


نوشته شده در جمعه 26 خرداد 1391 ساعت 01:42 ب.ظ توسط ho3ein نظرات |

به راه عمر صدها قصه دیدم.سفر کردم حکایت ها شنیدم.نفهمیدم چه شد تا اینکه روزی سر کوی رفیقبازی رسیدم.غلامم.چاکرم.لوتی بفرما.همین ها شد همه عشقو امیدم.بدون هیچ حرفی یا سوالی پیاله هر کسی داد سر کشیدم.ولی افسوس با هرکه نشستم.رفاقت کردمو خیری ندیدم.چشام بارونیو قلبم شکسته.میان آسمان حیرونو خسته.دلم تنهای تنها.دلشکسته
نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد 1391 ساعت 06:44 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

در مسلک ما سوخته دلان نیرنگ حرام است

این بخت گهی تلخ و گهی نیز به کام است

گرچه ما اهل شب و مسجد و تسبیح نباشم

در مذهب ما حق رفاقت به تمام است!!!


نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد 1391 ساعت 06:41 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

در مهربانی همچو باران باش که در ترنمش علف هرز وگل سرخ یکیست


نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد 1391 ساعت 06:38 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |

سه پیام از کورش کبیر:

1-اگر کلید دری را نداری قفل نکن

2-اگر کسر را دوست داری خردش نکن

3-اگر دستی را گرفتی رهایش نکن


نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد 1391 ساعت 06:34 ب.ظ توسط Ali hunter نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت